حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 125
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
معمارى و حجّارى ايرانى در دوره هخامنشى صنعتى است تركيبى كه هر قسمتى از آن از مملكتى اقتباس شده و سهم ايرانى آن در چيزهائى است كه اين شيوهها و سليقههاى مختلف را با هم ربط داده و تناسبى بين آنها ايجاد كرده ممالكى كه صنايع مذكوره از آنها اقتباس شده از قرار ذيل است : بابل - آسور - مصر و شهرهاى يونانى آسياى صغير . ساختن عمارات روى بلندىها يا تپههاى مصنوعى و دادن پلهها از دو طرف و صورتسازيها در درگاهها و پلّهها تقليد آسور است استعمال خشت بجاى آجر نيز پيروى از آسور است و ليكن در عمارات هخامنشى پى عمارات و ستونها و پلّهها از سنگ است و به همين جهة اين قسمتها باقى مانده و آنچه خشت بوده بكلّى خراب شده در عمارات هخامنشى به ستونها و عدّه آنها اهميّت زياد دادهاند و اين اقتباسى است كه ايرانيها از هىپوستيل « 1 » معابد مصرى بعد از فتح مصر كردهاند نفوذ مصر در تزيينات بالاى شاهنشينها و درگاها نيز مشاهده مىشود و نيز در مقابرى كه داريوش و ساير شاهان هخامنشى در كوه كندهاند حجّاريهائى يافتهاند كه شيوه آن اقتباس از حجّارى معابد زيرزمينى مصريها است و ليكن بمناسبت اختلاف مذهب در آن تصرّفاتى شده از قبيل آتشكده و تجلّى اهورمزد و غيره نفوذ يونان را نميتوان صحيحا معلوم كرد و ليكن گمان ميكنند كه استادان يونانى در حجّاريهاى عمارات دخالت داشتهاند پلين « 2 » نوشته كه صنعتگران يونانى در خدمت شاهان هخامنشى بودهاند و اسم تلفانس يونانى را از شهر فوسه كه براى داريوش و خشيارشا كار كرده است برده سرستونهاى عمارات هخامنشى معلوم نيست از كجا آمده گمان ميكنند كه اصل سرستون از آسور اقتباس
--> ( 1 ) - هىپوستيل طالار بزرگ يا چنان كه در ايران مصطلح گرديده چهل ستون معابد مصري است ( 2 ) - عالم رومى كه در قرن اوّل ميلادى ميزيسته و تصنيفات زياد راجع بعلوم طبيعى از خود گذاشته تصنيفات مزبوره براى تاريخ عهد قديم هم گرانبها است .